یه تا شعر یزدی.با دانلود آهنگ

چه کنم ، چه کنم،خودمو کجا آواره کنم

گریه کنم من،خنده کنم،چه کنم ، چه کنم،بگو چه کنم

شولی شلغم مپزم - کمچال می سونمو هم مزنم

کاسه چه کنم دس میگیرم

توش میزیرمو هُشُک هُشُک سر مکشم

کَشوپا و پا زده غم تو زندگی

شده سووآر همه چی

لاستیک چرخُم پنچره

اُتُلوک مخوره و راه نمره

کج و کور و شل وشولو و شلوزار

باسی بِلَُُُُنُم لاجرز دیوار

چار پنج کیلو توت وپَرک

هِشتَم درِ دوکون قنبرک

حالا یا بیشترک یا کمترک

که بفروشه کَمُک کَمُک

خرج و کمک حالُم بشه

حالا یا بیشترک یا کمترک

مادر بچکام تو مُدبخ

کَش مِماله زارو بَدبَخ

بَچُکام همشون قطار قطار

صَف مِکشن برا اُو دوغ خیار

یه تا تغار نه،دوتا تغار

اِقک پیاله و چارکی خیار

جگرم شده مث ترش بالا

چه کنم چه کنم می گی حالا

بِرَم حالا،برم حالا،می گی برم حالا، نََرَم حالا